به میمنت همزمانی این اقدام با ایام پربرکت دهه فجر و با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس خبرگان، محور مباحث در روزهای پیش رو موضوع «دین و سیاست» و پرسشهای مطرح درباره «حکومت اسلامی» خواهد بود.
منتظر پرسشهای ارزشمند شما، از طریق سامانه پیامکی به شماره 300072309 هستیم.
پذیرش حاکمیت غیرمعصوم با روایاتی که خروج هر پرچمی پیش از ظهور را نهی میکند، در تضاد است. ولایت فقیه در زمان غیبت با وجود این روایات چه جایگاهی دارد؟
پیش از ورود به مضمون و محتوای این روایات، ابتدا باید شرایط صدور این احادیث را بشناسیم. میدانیم که پس از شهادت امام حسين(ع)، قيامهاي متعددي انجام شد که همه آنها به ادعاي بازپسگيري حق اهل البيت(ع)، نواي «هل من ناصر» سر دادند، ولي بسياري از این قیام کنندگان در واقع نيتي غير از اين را در سر ميپروراندند و تنها در ظاهر چنين ادعايي داشتند. بنابراین از حضرات معصومين(ع) درباره برخي از آن قيامها دستور به سکوت و عدم همراهي و در برخي از موارد حتي نهي از قيام رسيده است، از جمله آن قيامها ميتوان به قيام ابومسلم خراسانی و يا قيام حسن مثني (آل حسن) اشاره کرد که در زمان امام صادق(ع) صورت گرفت.
بنابراین افرادی با گرايشهاي خاص خود، برای گرفتن اجازه، تأييد، حمايت و در برخي موارد بيعت، نزد امام صادق(ع) ميآمدند؛ اين ديدارها و استفسارها به صدور رواياتي که موضوع بحث است، منجر شده است. ابتدا در این مجال به اعتبار و مضمون این روایات پرداخته و در فرصتی دیگر به روایات متعدد معتبری که مضمونی مقابل این احادیث دارند، خواهیم پرداخت.
دسته اول، که شامل عمده این روایات میشوند ـ از نظر اعتبار ضعیفند یا در سلسله سند آن، راویان غیرقابل اعتماد وجود دارد، یا مرفوعاند و بخشی از راویان آن مشخص نیست.
دسته دوم، روایاتی هستند که خطاب به افراد معلوم الحال ضعیف الایمان یا مرتبط با دستگاه حکومت صادر شدهاند و روشن است که از چنین روایاتی نمیتوان حکم کلی بهدست آورد. مثل روایتی که در جلد 15 وسائل الشیعه، باب 13، حدیث 2 خطاب به سدیر صیرفی نقل شده است و در کتب رجالی این شخص معروف است به اینکه احساسات او بر عقلش غلبه داشته است. و چون به ظاهر شرایط را مناسب قیام میدانسته، از حضرت انتظار خروج داشته است. حضرت خطاب به او میفرمایند: «در خانه بنشین و به زندگی بچسب...» روشن است که این حکم قابل تعمیم دادن بر همگان و در شرایط متفاوت نیست. (همچنان که خواهیم گفت، حضرت به برخی دیگر در همان دوران دستور میدهند به قیامهای صحیح مثل قیام زید بپیوندند.)
دسته سوم، روایاتی هستند که عدم جواز قیام برای «اهل بیت» را پیش از مهیا شدن شرایط تبیین میکنند؛ فضل کاتب نقل میکند، نزد امام صادق (ع) بودیم که حضرت فرمودند: «هیچ یک از ما [اهل بیت] پیش از خروج قائم خروج نمیکند، مگر آنکه مثل جوجهای که پیش از محکم شدن بالهایش از آشیانه پرواز کند، بازیچه کودکان میشود.» روشن است که این روایت «علت عدم قیام ائمه(ع)» را بیان کرده، در مقام تعیین وظیفه شیعیان
نیست.
تنها روایتی که از نظر سندی قابل اعتناست، روایت ابی بصیر است که از قول حضرت نقل میکند: هر پرچمی که قبل از قیام قائم (عج) بلند شود، صاحب آن طاغوت است؛ زیرا غیر خدا را پرستش میکند.
این روایت هم به روشنی علت طاغوتی بودن خروج کنندگان را پرستش غیر خدا میداند؛ پس اگر صاحب پرچمی این ویژگی را نداشت، طاغوت نیست. همچنان که در روایت نقل شده در جلد 8 الکافی، ص 297، ح 456، تصریح شده که: «هر که پرچم ضلالت و گمراهی بلند کند، طاغوت است». و معنی آن، این است که قیامهای دارای هدف هدایت از این حکم مستثنا بوده، مصداق طاغوت نیستند؛ همان طوری که در روایات بسیاری (حدود 300 روایت) تصریح شده که قیامهای بسیاری پیش از ظهور روی خواهد داد، و وظیفه همگان پیوستن به آن قیامهاست؛ زیرا آن پرچمها زمینهساز ظهور خواهند بود. در روزهای آینده به بخشی از آن روایات خواهیم پرداخت.
برگرفته از کتاب
- «رهیافت ولایت فقیه»، نشر اداره پاسخگویی آستان قدس رضوی، جلد 4



نظر شما